الهی به امید تو

همه مطالب از سر دلتنگی خواهد بود

عاقبت به خیری 2

شنبه, ۸ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۴۱ ب.ظ

قسمت دوم 

از مقبل نقل شده که در یکی از سفرهای کربلا گزارم از گلپایگان افتاد شب را در گلپایگان ماندگار شدیم

(گویا شب عاشورا هم بوده ) آن شب روضه خواندیم و گریه کردیم ،سپس خوابیدم در خواب دیدم که مشرف شده ام به صحن و سرای اباعبدالله الحسین(ع)  اما یک عده خادمهایی که لباس سفید مخصوص دارند.مامور انتظاماتند .

داخل حرم مادرش زهرا (س) به زیارت پسرش آمده و راهی صحن شدم ، داخل صحن  دیدم در دهلیز وسط صحن یک مجلسی است، یک گروه با وقار، یک عده مردم نورانی نشسته اند، من هم همان دم در نشستم و در صدر مجلس هم رسول خدا نشسته بودند



پیامبر(ص) سررا بلند کرد و فرمود:  محتشم را بگوئید بیاید و برای ما روضه بخواند. گفت دیدم یک پیرمرد کوتاه قد عمامه ژولیده، محاسن انبوه آمد جلو، عرض ادب کرد و یک منبر ده پله از نور گذاشتند. پیغبر فرمود: برو بالا،

 پله اول ،  دوم .. تا پله نهم ایستاد .من گفتم حالا این دوازه بند شعر که گفته از کجایش شروع میکند، دیدم شروع کرد به خواندن این شعر :


کشتی شکسته خورده طوفان کربلا 

در خاک و خون فتاده به میدان کربلا


از آب هم  مضایقه  کردند  کوفیان

خوش  داشتند  حرمت مهمان  کربلا


همه گریه کردند. پیغمبر رو کرد به انبیاء و فرمود دیدید حسینم را لب تشنه کشتند و آبش ندادند؟

محتشم خیال کرد دیگر بس است و ساکت شد. یک وقت پیغمبر فرمود:محتشم روضه بخوان، دلهای ماعقده دارد .

بعد محتشم خواند تا رسید به این ابیات ،

دیدم محتشم عمامه اش را برداشت رو کرد به پیامبر و اشاره کرد به گودی قتلگاه.


این کشته فتاده به هامون حسین توست

این صید دست و پاه زده در خون حسین توست


یک وقت دیدم ملائکه دویدند گفتند محتشم بس است، پیغمبرازحال رفت .پیغمبر را به هوش آوردند. پیغمبرعبایش را برداشت با دست خودش بر دوش محتشم انداخت .


مقبل می گوید :دل من شکست. با خودم گفتم حتما اشعار من مورد قبول واقع نشده !

چرا که به من نگفتند من هم بخوانم


در این حال دیدم یکی از خدام از توی حرم می گوید: مقبل، مادرش زهرا(س) فرمود: مقبل هم برایم روضه بخواند .


مقبل میگوید رفتم پله اول منبر، پیامبر فرمود :برو بالا ، پله دوم ، سوم ، تا در پله هشتم ایستادم و این شعری در اوصاف جنگ حضرت اباعبدالله نوشته بودم خواندم تا رسیدم به این ابیات،


نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

نه شاه تشنه لبان بر جدال طاقت داشت


هوا  ز جور مخالف چوقیرگون گردید

عزیز فاطمه  از اسب   سرنگون  گردید


بلند  مرتبه  شاهی  زصدر  زین  افتاد

اگر  غلط   نکنم  عرش  بر زمین  افتاد


یک وقت گفتند مقبل بس است.فاطمه زهرا (س) روی قبر حسین(ع) ازحال رفت .


بعد تو دلم منتظر بودم که پیامبر آیا خلعتی برایم میدهد یا نه؟

دیدم از داخل حرم حضرت اباعبدالله با بدن زخمی خارج میشوند در حالی که میگویند خلعت مقبل را خودم خواهم داد



پ ن : فردا روز عاشوراست اگر حالی پیدا کردین من هم بسیار محتاج دعایم بنده را از دعای خیر فراموش نکنید


التماس دعا


  • آشنای غریب

نظرات  (۶)

عزاداریتون قبول!!

زندگی خوبی داشته باشید!!
پاسخ:
سپاسگذارم

الهی آمین ، شما هم زندگی خوبی داشته باشید
حال و روز خوبی ندارم دعایم کنید عاقبت به خیر شوم
خدا بد نده !

از خدا می خوام مشکلات شما هم حل بشه!!

نا امید نباشید !!!! خدا خودش کمک می کنه !!!قوی باشید!!!
پاسخ:
اول اینکه خدا بد نداده 
هر چه کردم خودم بر خودم کردم نه تنها بر خودم به چند نفر دیگر هم بد کردم

با شروع دهه محرم سعی کرده بودم  همه حواشی اطراف را به فراموشی بسپارم

اما انگار حواشی منو خیلی دوست دارند
اونها از من دست بر نمیدارند
تصمیم داشتم بر خلاف سالهای گذشته موقع گریه ، فقط برا امام حسین گریه کنم دیگه حاجت نخوام 
اما مگر حواشی میگذارد

مخصوصا این خواب ها
مخصوصا اینکه چند شب پشت سر هم یه خوابی رو ببینی
و ندونی تعبیرش چی میشه 
و خواب .... ببینی ، موقع بیداری مبهوت شوی

ممنونم از همدردیتان و لطفتان

خیلی سخت نگیرید!!خب اینکه نیت و هدفته برای امام حسین گریه کنی خیلی ارزشمنده !!حالا ممکنه آدم غم های دیگه هم داشته باشه!اون قدر سخت نگیر !!همین که اینها رو می دونی نشونه اخلاصته!!حالا فکر کردی بقیه گریه می کنند 100 درصد واسه امام حسن هستش !!نه! حالا حاجت هم از امام بخواهی هیچ ایرادی نداره !!خواستم بگم بابت این چیزها هم خودتو اذیت نکن! و خودتو سرزنش نکن!!

حالا خواب هم دیدی!!نمی دونم چیه!! ولی ان شاء الله خیره !!! اینقدر تعبیر بد تو ذهنت نکن!!

میگی بدی کردی !!امیدوارم اون حدی هم میگی نباشه و نیست !! همین که می دونی  خیلی ارزشمنده!!قرار نیست شب و روز قصه بخوری !!!! قطعا می تونی جبران کنی !! خدا هم کمک می کنه !!!

پس آرامش خودتو حفظ کن!!!! زندگیت سرشار آرامش!!!
  • دلنوشته های یک اردیبهشتی
  • دنبال شدید ما را هم دنبال کنید...
    من امید وارم حاجت دلت روا بشه و آرامش تو این روز ها عزیز بهت برگرده..
    پاسخ:
    ممنون از لطفتون
  • شرف الدین
  • یه کم باور این خواب برام سخته. ولی خب انصافا مقبل و محتشم گل کاشتند
    پاسخ:
    چرا خب درسته که منم شنیدم اما از یه شخص معتبر شنیده بودم
    در یه جای دیگه ای هم دیدم
    حالا دیگه نمیدونم کجاش براتون غیر قابل باوره؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی